تاریخ طبیعی افسردگی(2)
برای در ک عمیق تر گذر اخلاقی {ضد اخلاق ،نیچه}باید که نظری به دیالکتیک تنهایی انداخت. این دیالکتیک بین سویه های فردی و جمعی تنهایی مطرح است. نیچه شاید بر بلندیها بتواند ضد اخلاق باشد اما ابر مرد بودن در جمع{اگر که خصیصه عمده ابر مرد را ضد اخلاق بودنش بدانیم} تحمل سنگینی می طلبد. به بیان دیگر گذر اخلاقی ابر مرد یک پدیده ی پاتولوژیک می باشد. در این جا یک پارادکس مطرح است. اگر که در تنهایی این گذر اخلاقی مطرح باشد که به درد نمی خورد و اگر سویه جمعی آنرا در نظر بگیریم که نقیض خود است. بنابراین می بینیم که «ضد اخلاق» یکی از تظاهرات افسردگی است.
در اینجا برهان«ضد اخلاق مدرن» بر علیه خود او بکار می رود.
ضد اخلاق دغدغه سلامت را دارد و اخلاق را نه یک امر معطوف به حقیقت که معطوف به سلامت میداند. اما ضد اخلاق از قبل پنبه حقیقت را زده است. ضد اخلاق تنهاست و تنهایی تظاهری از افسردگی است . پس ضد اخلاق بیماراست.
اخلاق فقط در رابطه با دیگری به میان میآید . آنکس که تنهاست نیاز به اخلاق ندارد کلیت برهان اخلاقی بر پایه کلیت رابطه های من- دیگری میباشد بنابرین آنکس که بدنبال اثبات برهان اخلاقی است ابتدا باید اصالت رابطه های من- دیگری را ثابت کند. اینجاست که میگوییم اثبات برهان اخلاقی به شیوۀ کانتی پا در هواست . رابینسون کروزونیاز به داشتن قواعد اخلاقی نداشت مگراینکه روابط اخلاقی را شامل برخورد با حیوانات و جنگل هم بدانیم که البته اثبات کانتی، این مقولات را در بر نمیگیرد.
سؤالاتی از قبیل تحت چه عنوان ؟همگی دررابطه با دیگری مطرح میشود . مفهوم وظیفه،وظیفه در مقابل دیگری است.
2- من تعمداً اخلاق را ذیل افسردگی مطرح کردم که دست به آزمونی بزنم . ازفرد افسرده توقع انجام وظیفه نداریم.]این امری بدیهی است و نیاز به اثبات ندارد[ به یک معنا می توان از اخلاق سالمان و بیماران نیز سخن گفت (هماگونه که مثلاً مارکس از اخلاق بورژوازی وکاگران سخن گفت یا عده ای از اخلاق خدایان و اخلاق بردگان سخن راندند.) اخلاق فرد افسرده ضد اخلاق است. ومن در این نوشته قصد دارم این پدیده را تحلیل کنم.
3- اما دنیا پر است از افراد افسرده . در اینجا دست به آزمونی میزنیم . آزمون ما فرا رفتن از مرزهای اخلاق است. من همان وفاداری سی ساله زن قصه خود را میگویم]رجوع به مقاله حریم انتظار [ ] وفاداری از مقولاتی است که فلیسوف فرانسوی گابریل مارسل به زیبایی به آن پرداخته است[ در اینجا وفاداری به معنای تداوم یاد ]دل نهادن[ میباشد] مثلاً در مورد مارسل، این یاد مادر از دست داده بود[ این تداوم دل نهادن به یک موضوع به معنای بی توجهی به تمام موضوعات دیگر زندگی میباشد.آنچنانکه یکی از خصوصیات مومن واقعی تداوم دل نهادن و یاد امر الهی میباشد و بی توجهی به تمام مسائل دنیوی . در همان جا توضیح دادیم که این مقوله از مقولات فرا اخلاقی است. پس آنکس که سودای مومنانه زیستن را دارد باید که توان فرا رفتن از قواعد اخلاقی را داشته باشد.
اما چه کسی توان زیستن در تداوم افسردگی را دارد؟ و شما که سوادی ایمان دارید آیا به اندازه کافی افسرده هستید؟
آنکس که سوادی خدائی زیستن را دارد باید که تحمل شکست را نیز داشته باشد.