واکاوای مضامین اسطوره ای متون ابراهیمی ( قسمت۲)
"کن فیکون" یا افسون نام
توجه به ریشه واژه ها در علم اسطوره شناسی قدم بزرگی در کشف معانی اسطوره ها بوده است .نخستین بار ماکس مولر از این روش برای کشف ماهیت راستین اسطوره ها استفاده کرد.زبان در ابتدا که هنوز مفاهیم انتزاعی را کشف نکرده بود واقعیتهای عینی را به واسطه کاربرد واژگانی ابتدایی و ناقص می نامید و بعدا همین نامیدنها مبنای این واقعیتها قرار گرفت .به عنوان مثال در اسطوره های یونانی وقتی زئوس تصمیم گرفت نسل بشر را با طوفان عظیمی نابود کند ،داکلیون به واسطه ساخت یک کشتی توانست خود و همسرش را نجات دهد و سپس نسل انسان به واسطه سنگهایی که انها به زمین پرتاب کردند ،به وجود امد .توجه به ریشه واژه های سنگ و انسان در زبان یونانی که تقریبا شبیه هم خوانده می شوند متوجه می شویم که مفهوم اسطوره خلق انسان از سنگ در نزد یونانیان به چه معنایی بوده است .
با استفاده از قاعده فوق معنای اسطوره افرینش انسان در متون ابراهیمی روشن می شود وقتی بفهمیم که واژه آدم در زبانهای سامی از ریشه "ا د م" به معنای خاک سرخ رنگ بوده است .از انجا که انسان صورت سرخ رنگی داشته است و شبیه خاک سرخ (زمین) بوده است ،آفرینش انسان را از خاک دانسته اند .در اینجا نام بر ماهیت خود شی منطبق می شود .این یک اصل اساسی در اسطوره شناسی است که نام چیزها ارزشی برابر خود انها داشتند و اصلا نام بخشی از وجود و ذات شئ مورد نظر بوده است .در بعضی قبایل بومی استرالیایی نام کودکان با مراحل رشد انها عوض می شده است .یا در بعضی از این قبایل برای اینکه بیماری یا مرگ به سراغ کودکان آنها نیاید نامهای ترسناک بر انها می گذاشتند تا این نیروهای شیطانی بترسند و سراغ انها نیایند .همچنین ارتباط تنگاتنگی بین نام و ماهیت یک فرد یا چیز وجود داشت .رومیان نام خدایان خود را بر اساس کارکرد ان خدا تعیین می کردند و برای هر عملی یک خدا داشتند .(زبان و اسطوره ،ارنست کاسیرر). بعضی از قبایل افریقایی اعتقاد داشتند که وقتی یک فرد می میرد نام او هم همراه او به دنیای مردگان می رود بنابراین اوردن نام او گناه است .یک زن حق ندارد نام شوهر یا پدر خود را در انظار عموم بیاورد .تقدس نامها انقدر برای انسان مهم بوده که حتی در متون دینی هم نفوذ کرده است.یهودیان در هنگام خواندن متون مقدسشان نام "یهوه" را به زبان نمی اورند و هر جا در متن به ان برخوردکنند از نامهای دیگر خدا استفاده می کنند ."بسم الله" برای مسلمانان مقدس است و این واژه در نامه های اداری یا کاغذهای دورریختنی جدا می شود .بنابراین از نقطه نظر اندیشه اسطوره ای نام بخشی از ذات شئ یا فرد بوده و معمولا هم بر اساس مشخصه خاصی تعیین می شده است .توجه به ریشه واژه خدا در زبانهای سامی موید این دیدگاه هست .واژه "اله" که در زبان ارامی به معنای خدا ست از ریشه "ا ل ه" به معنای حیرت و تعجب گرفته شده است . که در شکل باستانی تر ان به شکل "ال" بوده است .این ریشه واژه در زبانهای سامی به اشکال مختلف ظاهر شده است ."ایل" در زبان باستانی عبری و الوهو "iluhu" در فنیقی و بعدا به شکل ایلو "ilu" در اکدی مورد استفاده قرار گرفت که بعدها تحت نام "الله" به شکل معرب در امد .در اساطیر فنیقی و کنعانی "ال"خدای آسمان بود و جایگاهش در بلندترین کوه بود .انچه که انسان سواحل مدیترانه از آشفتگی و رعد و برقهای ترسناک کوههای ساحل مدیترانه داشت واکنش ترس و حیرت بود و ریشه واژه خدا در نزد این اقوام هم ناشی از همین واکنش بوده است .
مثالهای دیگری هم می توان از این متون در تایید دیدگاه فوق آورد .مثلا واژه "حوا" که در زبانهای سامی به معنای حیات و زندگی است از ریشه حیا "hya" در زبان ارامی گرفته شده است .در زبان عربی "حی" به معنای زنده است .موضوع وقتی جالب می شود که واژه مورد استفاده برای "مار " را در این زبانها توجه کنیم .در زبان عربی برای مار از "حیَ" و در زبان عبری حوا"hawa" استفاده می شود .در زبان ارامی هم این ریشه واژه "hya" برای مار استفاده می شود .بنابراین واژه هایی که این اقوام برای مار و حیات به کار می بردند از یک ریشه بودند .شاید چنین ریشه یابی از واژه ها به ما کمک کند چرا حیوان فریبکاری که حوا را وسوسه کرد مار بوده است .و چرا تصور عموم از مار زندگی جاودانی است .
"و مار از همه حیوانات صحرا که خداوند خدا ساخته بود، هُشیارتر بود. و به زن گفت: «آیا خدا حقیقتاً گفته است که از همه درختان باغ نخورید؟»
زن به مار گفت: «از میوه درختان باغ میخوریم،
لکن از میوه درختی که در وسط باغ است، خدا گفت از آن مخورید و آن را لمس مکنید، مبادا بمیرید.»
مار به زن گفت: «هر آینه نخواهید مرد،
بلکه خدا میداند در روزی که از آن بخورید، چشمان شما باز شود و مانند خدا عارف نیک و بد خواهید بود."(تورات سفر پیدایش باب ۳ ایات ۱-۵)
همینطور نام " نوح" که در متون فوق به عنوان یکی از پیامبران امده است از ریشه واژه نوهو "nu-uh"در زبان کنعانی قدیم به معنای ارام گرفته امده است .بعضی متون واژه نوح را به معنای نجات یافته یا جاودانه در ریشه این زبانها می دانند .
غلبه اندیشه "نام " به گونه ای بوده است که برای نامها قدرت فوق العاده ای را قائل بودند .جادوگرانی با ذکر مکرر نام مخصوص یک نیرو یا شئ مقدس خاص ان را احضار می کردند .ایده تفوق نام بر واقعیت عینی شئ در متون دینی به شکل "کلمه یا نام نخستین " امده است .خدا فقط با نامیدن چیزها ،انها را خلق می کند .این ایده که خداوند فقط با تصور اَشیا انها را خلق می کند از جمله ایده های انتزاعی است که مربوط به مراحل تکامل یافته تر زبان است
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر ۱۳۹۷ ساعت 13:39 توسط اردستانی
|