تاملی پیرامون نامهای خدا
تاریخچه تصور ایده خدا از انتقال اسطوره به دین ، با شکل گیری ایده " خود" self در نزد انسان متقارن بوده است .به عبارتی به موازات وحدت عناصر گونه گون خود و شکل گیری یک خود واحد در انسان ، ایده خدا هم در نزد انسان به شکل وحدت درامد .این موضوع خودش را با مال خود کردن همه نامها و صفات خدایان متعدد اسطوره ای در یک خدای واحد ، که واجد تمام نامها و صفات فوق است ، نشان می دهد .وحدت خدایان متعدد اسطوره ای در یکتاپرستی شخص واره ادیان ابراهیمی ، در واقع تظاهری از اگاهی به خود و تصور ذات واحد از نفس انسانی بوده است .یکتاپرستی زمانی به عنوان باور غالب در انسان شکل گرفت که قبلا ما شاهد این وحدت و تمامیت در شخصیت انسان هستیم .در اندیشه اسطوره ای نه تنها این نامها و اوصاف در شخصیت خدایان متعددی ظاهر می شود بلکه این شخصیتهای خداگونه متعدد واجد توانایی های انسانی در بالاترین درجه ان هستند .مثلا در اسطوره های اوگاریتی ، عمل جنسی خدای برتر ( ال) که منجر به پیدایش فرزندان خدا می شود ، ذکر شده است .در صورتیکه در انتقال به یکتا پرستی ما خصلت جنسی از خدایان نمی بینیم ." لم یلد و لم یولد" گویی با اگاهی به گناه جنسی ، که همزمان با پیدایش ادیان یکتاپرستانه است ، این کارکرد انسانی نباید در مورد خدایان به کار رود ، در صورتیکه بینایی " رویت ، رای بصیر " و نیز   شنوایی " سمیع ، اسمع ایل " هنوز جز صفات خدایی ذکر می شود .خدا بینا و شنواست اما مثلا چشایی و لامسه و بویایی ذکر نمی شود .با انتزاعی شدن اندیشه به " هستی " و نیز اگاهی به وحدت خود ، ایده خدا ، هر چه بیشتر انتزاعی و استعلایی تر شد .در متون ابراهیمی هر چه تاکید بیشتری بر شنوا و بینا بودن خدا می شود اما هیچ اشاره ای به دیگر حس ها و نیز قدرت جنسی ، نمی شود .من اینجا این ایده بنیادی را تاکید می کنم که ادیان یکتا پرست ابراهیمی و تصور ایده خدا در این ادیان ، به میزان زیادی ناشی از اگاهی به گناه جنسی و نیز تقوای به ان بوده است .گویی در شناخت و مراحل خوداگاهی انسانی این پرهیزگاری مرحله مهمی از تکامل و رشد فکری انسان بوده است .در خود این متون هم این اصل حاکم است .هرچند منابع فکری و زمینه های فرهنگی و زبانی این متون به میزان زیادی مشترک هستند اما اصل فوق شامل تاریخ تکامل خود متون فوق هم می شود ." یهوه" خدایی است قومی که خودش را خدای اسرائیل معرفی می کند و نگران بقیه ملل نیست و انچه برایش مهم است سرنوشت قوم اسرائیل است ." زیرا که تو برای یهُوَه، خدایت، قوم مقدس هستی. یهُوَه خدایت تو را برگزیده است تا از جمیع قوم‌هایی که بر روی زمین‌اند، قوم مخصوص برای خود او باشی" ( سفر تثنیه باب ۷ ایه ۶)
اما این خصلت قومی در متن قران نادیده گرفته می شود و خدا ، خدای همه ملل جهان است .
در متون ابراهیمی نامهای متعددی برای خدا امده است که با بررسی این متون و تطبیق با متون قدیمی تر کنعانی به نتایج جالبی می رسیم .
خدا از زمانهای بسیار قدیم تر در زبان مردم ناحیه سوریه و لبنان و نیز اعراب شمالی و جنوبی با لفظ " اله" شناخته می شده است .در الواح اوگاریتی با نام " ال" امده است که در خدای برتر بوده است .در این متون از " ال" با نامهای متعددی اسم برده شده است .عبارت l - ilm که بعدها در متون عبری به el - elohim " ایل - الوهیم تغییر کرد .در متون مقدس عبری بیش از دوهزار بار از لفظ الوهیم استفاده شده است .الوهیم واژه جمع برای خدا می باشد .همچنین به نام ایل - الیون el - eloin هم بر می خوریم که ملک سالم ( به احتمال زیاد اورشلیم ) ابراهیم را به این نام متبرک می کند .در متون اوگاریتی به عبارتil w iliyon بر می خوریم که هر چند بعضی پژوهشگران اعتقاد به دو خدا در این عبارت دارند ولی نظر غالب بر یکی بودن ان دارد و به معنای  صفت بلند مرتبه ال دارد.احتمال می رود واژه " اعلی علیین " که جایگاه خدا در قران است از ال الیون گرفته شده باشد .اعلا از ریشه ala در زبانهای سامی به معنای بالا رفتن است .در زبان ارامی برای خدا از واژه اله elah و نیز Eloah نیز استفاده شده است .این واژه  در کتاب دانیال که یکی از معدود متون مقدس عبری است که به زبان ارامی نوشته شده امده است ( باب ۱۱ ایه ۳۷ و ۳۹)همچنین در مزامیر هم از این نام خدا استفاده شده است ( مزمور ۵۰ ایه ۲۲ و مزمور ۱۳۹ ایه ۱۹)
الله که یکی از نامهای خدا در قران است ترکیبی از ال و اله بوده است .در اینجا بین زبان شناسان اختلاف است که الله ترکیبی از اله و ال معرف عربی است یا ترکیبی از اله و ال به معنای خدای باستانی کنعانی است .که ما معتقدیم که با توجه به خاص بودن اسم الله این نام باید ترکیبی از ال به معنای خدا و اله باشد .به این ترتیب الله در این زبانها معنای خدای خدایان می دهد .از نظر زبانی الله باید ترکیبی مشابه ال الیون یا ال الوه  باشد

رکیب ال الوه هم در متون عبری به کار رفته است .
אֵל, אֱלֹהֵי יִשְׂרָאֵל ال الوه اسرائیل ( پیدایش ۳۳ ایه ۲۰) یا ترکیب مشابه ان אֵל אֵלִים, (ایل الیم خدای خدایان)
(دانیال باب ۱۱ ایه ۳۶)  امده است که نشان می دهد ترکیب ال و اله ترکیب شناخته شده بوده است .
 " رب العالمین " یکی از نامهای خدا در قران است .واژه عالم در عبارت el - olam  به معنای خدای جهان هستی در متون اوگاریتی امده است .از این نام خدا همچنین در متن مقدس عبری هم در (אֵל עוֹלָם) پیدایش باب ۲۱ ایه ۳۳ توصیف یهوه امده است .این واژه از ریشه آ ل م al m در زبانهای سامی به معنای جهان گرفته شده است .
ال روی el roy یکی از نامهای خدا در متون اوگاریتی بوده است که در ادیان ابراهیمی از ان در نامیدن خدا استفاده شده است .
در تورات در مواجهه هاجر با خدا  از این نام خدا استفاده شده است .
و او، نام خداوند را که با وی تکلم کرد، «اَنْتَ ایل
رُئی אֵל רֳאִי» خواند، زیرا گفت: «آیا اینجا نیز به عقب او که مرا می‌بیند، نگریستم.( پیدایش باب ۱۶ ایه ۱۳) همچنین از این نام خدا در قران نیز استفاده شده است : «اِنَّنى مَعَكُما اَسمَعُ و اَرى» (سوره طه ایه ۴۶ )

در متون ابراهیمی قدوس یکی از نامهای خداست.در قران  امده است" 
هُوَ اللّهُ الَّذِى لا إِلهَ إِلاّ هُوَ المَلِكُ القُدُّوسُ السَّلامُ المُؤْمِنُ المُهَيْمِنُ العَزِيزُ الجَبّارُ المُتَكَبِّرُ سُبْحانَ اللّهِ عَمّا يُشْرِكُونَ).(حشر ایه ۲۳)
«او است خدايى كه جز او خدا نيست، فرمانرواى منزه و بى عيب، ايمنى بخش، حافظ و نگهبان، قدرتمند، خودمختار، بزرگوار، منزه است خدا از آنچه براى اوشريك قرار مى دهند»
واژه قدوس از ریشه ق د س qds  در زبانهای سامی امده است که به معنای پاک و پاکیزه بوده است .قدوش نام یکی خدایان فنیقی بوده است .بعدها از این نام در زبانهای عبری و عربی واژه های متعددی ساخته شده است .اورشلیم را مسلمانان قدس یا بیت المقدس می نامند .بعدها این واژه دست مایه ای شد برای تفکیک دو عالم زمینی و خدایی .در صورتیکه با ریشه یابی واژه فوق این تفکیک نادرست به نظر می رسد

"اعلی"
یکی از نامهای خدا در قران " اعلی" است .همچنین سوره ای در قران به همین نام وجود دارد.
سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى( اعلی ۱)
نام پروردگار بلند مرتبه خویش را به پاکی یاد، کن
إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَی
این سخن در صحیفه های نخستین است:
صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى
صحیفه های ابراهیم و موسی( همان ۱۸ و ۱۹)

اعلی در لغت به معنی بلندترین مرتبه یا مرتفع ترین است .
از ریشه زبانهای سامی" ع ل ی " elyگرفته شده است . در متون اوگاریتی در چند جا به این واژه بر می خوریم .bel ely به معنای بعل بالامرتبه.همچنین در متن دیگری به واژه علیو aliyu  با تفکیک  al- i- yi بر می خوریم .در عربی نام علی از این ریشه گرفته شده است .
همچنین در متون اوگاریتی این نام در کنار نام ایل امده است به شکل il//ly یا ال الیون که به معنای ایل بلندمرتبه ترین امده است .
در الواحی که در السفیره حلب بدست امده به عبارت  
’l wʿlyn  بر می خوریم که به معنای ال و الیون است .که به بلند مرتبگی ال اشاره دارد
نام "الیون" خدا در تورات هم استفاده شده .در تورات سفر پیدایش باب ۱۴ ایات ۱۸ تا ۲۰ مواجهه ملک صدیق پادشاه شهر سالم با ابراهیم امده که این ملک ابراهیم را با "ال الیون" متبرک می کند.
مهمترین اشاره به نام اعلی خدا ( الیون ) در تورات در سفر تثنیه امده است که وقتی خدا ( الیون) داشت ملتها را تقسیم می کرد او پسران ادم را جدا کرد .( تثنیه باب ۳۲ ایه ۸)
در تورات الیون خالق اسمانها و زمین است .( پیدایش باب ۱۴ ایات ۱۹ و ۲۲)
در اثار بدست امده از الواح دریای مرده عبارت bny ’lwhm امده است که معنای پسران خدا را می دهد .
در الواح اوگاریتی از هفتاد پسر خدا( بنی ایل) اسم برده شده است .و الیون هر یک از ملتها را جدا و با نام خدای خودش که یکی از پسران ایل بوده مزین می کند .یهوه خدای پسران اسرائیل است .بنابراین بین الیون و یهوه تمایز مشخصی در تورات برقرار است .و به نظر در بعضی متون عبری نام اعلی خدا " الیون " بالاتر از نام " یهوه" قرار گرفته است.
همچنین نام اعلی خدا " الیون" در اشعیا باب ۱۴ ایات ۱۳ و ۱۴ مورد استفاده قرار گرفته است .
" اعلی" یا " الیون" با مسماترین نام خداست .اعلی از نامهای خداست که لفظ دلالت مستقیم بر معنا در نزد ملل سامی اولیه داشته است .در اساطیر کنعانی ( فنیقی) جایگاه خدای بزرگ ( ال) را در بلندترین کوهها می دانستند ‌.از نظر جغرافیایی امروزه این کوه جبل اقرا که در مرز شمال غربی سوریه امروز با ترکیه قرار دارد .در عصر برنز این کوهستان جایگاه خدایان بوده است .در بعضی از متون این کوه زافرون هم نامیده شده که اصطلاح " بعل زافرون " از ان گرفته شده است .در تورات وقتی خداوند حدود و مرزهای سرزمین کنعان را مشخص می کند این کوه مرز شمالی سرزمین مقدس است .بنابراین نام " الیون" نامی از خدا بوده است که در مرتفع ترین نقطه عالم ساکن بوده است .قبلا در مورد عرش الهی و سدره المنتهی گفتم که این کوهستان ارض مقدس جنگل سدر بوده است .و بعید نیست که خود واژه " ارض" به معنای زمین از سرزمین سدر یا " ارز" گرفته شده باشد .و با توجه به هم ریشه بودن این واژه ها با واژه " عرش" در زبانهای سامی می توان به این نتیجه منطقی رسید که منظور از " عرش اعلی" همان سرزمین جنگل سدر واقع در بلندترین کوههای لبنان بوده است .اگر بخواهیم ترجمه ای از اصطلاح " عرش الهی " به زبان سامی اولیه داشته باشیم شاید " ارز الیون" یا " ارض الیون" مناسبترین ترجمه باشد